تبليغاتX
عشق و تنهایی
عشق و تنهایی



می میرم اگه نباشی


دل تو دلم نیست دل من پیش تو گیره

دست خودم نیست دل من واست می میره

دل تو دلم نیست اون روزا دل بی قراره
دست خودم نیست طاقت دوری نداره


دل تو دلم نیست وقتی دستام و می گیری

گریم می گیره وقتی از پیشم تو میری

دست خودم نیست می دونم می خوام فدا شم
دل تو دلم نیست من می خوام مال تو باشم



با تو من همیشه تو رویام بی تو من غرق تمنام

میخوام دستاتو بگیرم ببین واسه عشقت میمیرم
هی...

پنجشنبه 10 شهریور1390  توسط Taha  |

 

کنارت می مانم

قلمی به رنگ سبز و با دلی به رنگ آبی می نویسم از تو که بهترینی .....

می نویسم از آن قلب مهربانت ، از آن چهره ماهت .....
می نویسم از تو که همان فرشته نجات این قلب شکسته منی .....
می نویسم از تو که برایم بهترینی عزیزم .....
با چشمهای خیس می نویسم که مرا تنها نگذار و با دلی پر غرور می نویسم که تا آخرین لحظه
نفسهایم ، هم نفس تو هستم .....
چه لحظه زیبایی بود لحظه ای که ما بهم رسیدیم و آنگاه که دست در دستان هم
گذاشتیم در کنار دریا ایستادیم و لحظه غروب خورشید را دیدیم.....
آن لحظه را با دنیا نیز عوض نخواهم کرد
تنها کافی است لحظه های سخت زندگی ام را با نام تو آغاز کنم آنگاه آن
لحظه های سخت برایم چه آسان می شود !
می نویسم از تو که هیچکس به زیبایی تو برایم نیست و هیچکس به جز تو لایق
این قلب پر احساس من نیست .... !
با قلمی به رنگ سبز ، با احساسی به رنگ آبی ، با آرامش عاشقانه می نویسم از تو
که بیشتر از همه کس و همه چیز دوستت دارم عزیزم و بر قلب پاک تو بوسه می زنم و تا ابد کنارت می مانم.

جمعه 31 تیر1390  توسط Taha  |

 

به نام عشق

     همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای

همیشه برایم به معنای واقعی یک عشق بوده ای

گرچه گهگاهی از تو بی وفایی دیده ام اما همیشه برایم باوفا بوده ای

گرچه دلم را میشکنی و اشکم را در می آوری اما تو همیشه برایم یک دنیا بوده ای

صدای آهنگ عشق برایم غم انگیز است ، اما همیشه آن را گوش میکنم

گاهی شنیدن حرفهایت برایم تلخ است ، اما دائم پیش خودم تکرار میکنم

اگر روزی نباشی در کنارم ، برای من همیشه هستی

روزی اگر بروی ، در قلبم همیشه خواهی ماند

اینجا که هستم پر از دلتنگیست، حس نبودنت در کنارم خاطرم را پریشان کرده

اما حس بودنت در قلبم دلتنگی و غم دوری ات را انکار کرده

گاهی وقتی به دوری می اندیشم قلبم میلرزد،

نکند که از من سرد شوی، نکند که با کسی دیگر همنشین شوی ،

نکند که ما را فراموش کنی و عاشق کسی دیگر شوی...

نباید بیش از این خودم را با این فکرها برنجانم ،عشق خودش پر از درد و رنج است!

خلاصه این را بگویم برایت ، هر زمان که بخواهی میشوم فدایت

اگر تنهایم بگذاری باز هم مینشینم به پایت

همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای ،

میخواهم این شعر اولینش تو باشی و آخرین نداشته باشد

همچنان ادامه داشته باشد....

پنجشنبه 30 تیر1390  توسط Taha  |

 

اصلا عشق واقعیه

یه درخت خشک و بی برگ
میون این کویر داغ
تو ته مونده ی ذهنش
نقش پر رنگ یه باغ
شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید
بَر و دوشش همه پر شد ز اقاقی سفید
زیر سایه خیالی کم کَمَک چشماشو بست
دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست
اولی گفت اگه باز بارون بباره تو کویر
دیگه اما سررسیده عمر این درخت پیر
دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود
جنگل و پرنده بود، رودخونه ی زلالی بود
کفترا از جا پریدن با یه دنیا خاطره
اون درخت اما هنوزم تو کویر باوره

سه شنبه 28 تیر1390  توسط Taha  |

 

نمي خواهم

نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي

نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي

نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند

نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند

نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي

نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي

سه شنبه 7 تیر1390  توسط Taha  |

 

هستی ولی چه بودنی


من همه سعی ام و کردم، که دیگه تورو نخوام
که مث خودت بشم، مهم نباشی تو برام
به تو قول دادم دیگه، حتی بهت فکر نکنم
با خودم قرار گذاشتم، دیگه دیدنت نیام
اما انگار نمیشه، من که نمیشه باورم
واسه داشتنت هنوز از همه دیوونه ترم
اما انگار نمیشه، دلم فقط تورو می خواد
نمی تونه با غم نبودنت کنار بیاد
هنوزم تو خواهش تو داره می سوزه تنم
نتونستم به نداشتن تو عادت بکنم... 

حیف... این داستان منه، همه میگن که این تقصیره منه، تقصیره منه، من که برات همه جوونی ام و دادم ژای خواسته هات، ولی یه اشتباه، فقط یک بار، که قسم خوردم به دروغ به چشات، ولی نمی تونم، حس می کنم حتی صدای نفس هات، تو خیابون با دیدن بوتیک، کنار شومینه، گوش دادن موزیک، حس بوی تنت روی تخت خالی، من یادتم ولی تو تخت می خوابی؟، خوشحالم از اینکه حال خوشی داری، شب ها تا صبح همیشه بی تابی، بی تاب روزی که فاصله ارو بشکنی، عشقم بگو صدام و میشنوی؟  بگو هنوز مال منی، ببین دارم داغون می شم، هستی ولی چه بودنی؟ می خواستم از تو رد بشم، شکستن و بلد بشم، برم که تنهات بزارم، منم مثل تو بد بشم...

اما انگار نمیشه، دلم فقط تورو می خواد...

جمعه 3 تیر1390  توسط Taha  |

 

چگونه فراموشت کنم

        

چگونه فراموشت کنم تو را؟ که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.برایم تمامی اسم ها بیگانه شدند و همه خاطرات مردند دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم فکرم را نیز به تو می دهم بازوانم را به تو می بخشم و نگاهم از ان توست و شانه هایم که نپرس دیگر با من غریبه اند! وتمامی لحظات تو را می خواهند و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند.چگونه فراموشت کنم تو را که از خرابه های بی کسی به سپید عشق هدایتم کردی.عاشقی بی قرار ویاری با وفا برای خویش ساختی و برای اشکهایم شانه هایت را ارزانی داشتی چگونه فراموشت کنم تو راکه سالها در خیالم سایه ات را می دیدم.

و تپش قلبت راحس می کردم.و به جستجوی یافتنت به در گاه پروردگارم دعا می کردم که خدایا پس کی او راخواهم یافت؟حال که پیدایت کردم دلت را به من بده.فکرت را به من بده و سرت را روی شانه هایم بگذار و بگذار عطر کلماتت را میان هم قسمت کنیم. 

چهارشنبه 1 تیر1390  توسط Taha  |

 

دست خودم نیست

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

سه شنبه 31 خرداد1390  توسط Taha  |

 

چشمای تو

پنجره ی چشمای تو وقتی به چشمام وا میشه نمیدونی توی وجودم چه غوغایی میشه

لحظه ای که تو با منی آتیش به جونم میزنی ، گر میگیره جون و تنم وقتی که میگی با منی،
پنجره ی چشمای تو وقتی به چشمام وا میشه نمیدونی توی وجودم چه غوغایی میشه
لحظه ای که تو با منی آتیش به جونم میزنی ، گر میگره جون و تنم وقتی که میگی با منی
نه میتونم بگم برو نه میتونم بگم بمون، آخه من اینجام رو زمین، تو اوج اوج آسمون
بیشتری از یه آرزو، فراتر از یه خواستنی، عشق تو، تو خون منه یه عشق ناگسستنی

وقتی که چشمات خیس شدن طهارت عشق رو دیدم، زمزمه های قلبتو با گوشای دل شنیدم،
یه سایه پا به پای من، با خوب و بد راضی شدی، با من دیوونه ترین چه ساده همبازی شدی
وقتی که چشمات خیس شدن طهارت عشق رو دیدم، زمزمه های قلبتو با گوشای دل شنیدم
یه سایه پا به پای من، با خوب و بد راضی شدی، با من دیوونه ترین چه ساده همبازی شدی

یک لحظه بعد من چگونه خواهد بود؟!

 

سه شنبه 31 خرداد1390  توسط Taha  |

 

دلم گرفته ای خدا

دلم گرفته ای خدا دنیا برام یه زندونه
ببین تو این دنیای تو کسی با من نمی مونه

می خوام بگم خسته شدم از این همه غریبه ها
 چرا نمی شه من بیام پیشه تو ای خدا خدا

به من می گفت دوستم داره اما حالا می گه برو

دیگه حالا تنها شدم دلم گرفته ای خدا

کاشکی می شد بهت بگم که من چقدر دوستش دارم

اما نمی دونم چرا اون دیگه دوستم نداره

می گه که من دوست دارم این کارا واسه خودته

نمی خوام این محبت که با یه دنیا غم باشه

دیشب تا صبح زار می زدم چرا که این طوری شده

حالا می خوام من بمیرم که شاید تورو ببینم

یکشنبه 29 خرداد1390  توسط Taha  |

 

 





 

 

می میرم اگه نباشی
کنارت می مانم
به نام عشق
اصلا عشق واقعیه
نمي خواهم
هستی ولی چه بودنی
چگونه فراموشت کنم
دست خودم نیست
چشمای تو
دلم گرفته ای خدا

 

هفته دوم شهریور 1390
هفته چهارم تیر 1390
هفته اوّل تیر 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389

 

 

zeus

 

...فرشته های عشق...
...فقط برای ليلا...
...باران...
...ghazal...
...OSHAGH...
...دانلود...
...وفاداری...
...تنهائی و من...
...پایدار تا پای دار...
...آوای نگاه پاییزی...
...قفس سرد...
...تنهایم اینجا...
...حبس در زمین...
...ترنم باران...
...شبگرد...
...آریانا...
...جایی برای دلتنگی های تو...
...همیشه خسته از روز های برفی...
...پسرک آریایی...
...سرزمین افسانه ای...
...Tanhayam...
...هرکه با عشق آشنا شد مست شد...
...zeus...

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود